ولادت امام حسن عسکری (ع) مبارکباد.

از ابوهاشم روایت شده که فهفکی از حضرت عسکری پرسید : چرا زن مسکین ( در وقت ارث بردن ) یک سهم و مرد دو سهم می گیرد ؟! فرمود همانا بر زن جهاد و نفقه عیال و دیه نیست و بر مردها هست ، ابوهاشم می گوید : من با خود گفتم که شنیده بودم ابن ابی العوجا این مسئله را از حضرت صادق (ع) پرسید و آن حضرت همین جواب را به او گفت ، حضرت عسکری (ع) ( بدون اینکه من این موضوع را اظهار کنم ) رو به من کرد و فرمود آری این مسئله ابن ابی العوجا است و جواب ما یکی است هرگاه معنای مسئله یکی باشد و بر زبان آخری ما حکمی جاری می شود که به زبان اولی ما جریان یافته است و اولین فرد ما با آخرین فرد از لحاظ علم و امامت مساوی هستند و فضل رسول خدا (ص) و امیرالمومنین (ع) به جای خود محفوظ است.  ترجمه انوارالبهیه صفحه 336 { از تالیفات حاج شیخ عباس قمی (ره) }

از ابوهاشم نقل شده که از حضرت عسکری شنیدم می فرمود { من الذنوب التی لا یغفر قول الرجل لیتنی لا اواخذ الا بهذا }  یعنی از گناهانی که آمرزیده نمی شود ؛ سخن مردی است ( که مرتکب گناهی شده و سپس می گوید ) ای کاش من مواخذه نمی شدم مگر به همین گناه ( و با چشم حقارت به گناه خویش می نگرد ) ابوهاشم می گوید : من با خود گفتم موضوع دقیقی است و برای مرد شایسته است که همه چیز خود را تفقد و بررسی کند ، حضرت عسکری رو به من نمود و فرمود : ای ابوهاشم راست گفتی ملازم باش آنچه را به دلت گذشت همانا شرک در میان مردم پنهان تر است از راه رفتن مورچه بر سنگ خارا در شب تاریک و مخفی تر است از جنبیدن مورچه در پلاس سیاه. { مولف گرانقدر حاج شیخ عباس قمی (ره) گوید : این قسم گناه به محقرات تعبیر می شود ، حضرت صادق (ع) فرمود که رسول خدا (ص) در زمین بی گیاهی نزول کرد و به اصحاب خود فرمود هیزم بیاورید ، گفتند یا رسول الله (ص) ما در زمین بی گیاهی هستیم و هیزم در آن نیست ، فرمود : هرکس به اندازه ای که می تواند جمع کند ، اصحاب هیزم آوردند و در برابر رسول خدا (ص) روی هم انباشتند ، آنگاه حضرت فرمود : گناهان این طور جمع می شوند و سپس فرمود :  { ایاکم والمحقرات من الذنوب } بپرهیزید از معاصی صغیره زیرا هر چیزی را طالبی است و طالب گناهان صغیره می نویسد آنچه را که مردم بجا آورده اند و آثار آنان را که در دنیا باقی گذاشته اند و هر چیزی از حوادث را ما در لوح محفوظ نگاهداشته و به شمار آورده ایم و حکایت شد توبة بن صمه در بیشتر اوقات شب و روز به حساب خود رسیدگی می کرد ، روزی عُمر گذشته خود را به حساب آورد شصت سال بود ، روزهای آن را شماره کرد 21500 روز بود ، گفت وای بر من که پروردگار را با بیست و یک هزار گناه ملاقات می کنم ، پس از آن نعره زد و از دنیا رفت.   ترجمه انوارالبهیه صفحه 336 { از تالیفات حاج شیخ عباس قمی (ره) }

ابوهاشم می گوید : شنیدم حضرت عسکری (ع) می فرمود : برای بهشت دری است که آن را معروف می گویند و جز اهل معروف ( نیکوکاران و احسان کنندگان) از آن داخل نمی شوند ، من در دل خدا را سپاسگذاری کردم و مسرور شدم از زحماتی که درباره حوائج مردم متحمل می شوم ، امام عسکری (ع) به من نگریست و فرمود آری به این کار خود ادامه بده و همانا اهل معروف در دنیا ، اهل معروف در آخرت هستند خدا تو را از آنان قرار دهد و تو را رحمت فرماید ای ابوهاشم.  ترجمه انوارالبهیه صفحه 337 { از تالیفات حاج شیخ عباس قمی (ره) }

 

از ابوهاشم روایت شده که روزی حضرت عسکری (ع) برای رفتن صحرا بر مرکب سوار شد ، من هم با او سوار شدم در آن حال که او در جلو و من در عقب راه می پیمودم ، ناگهان فکر دِینی که بر ذمه داشتم و وقت اداء آن نزدیک شده بود به نظرم آمد و فکر می کردم که چگونه آن را بپردازم ، امام (ع) متوجه من شد و فرمود خدا آن را اداء می کند و سپس از روی زین خم شد و با تازیانه خود خطی بر زمین کشید و فرمود ای ابوهاشم پیاده شو وبَردار پنهان کن ، من پیاده شدم و دیدم شمش طلائی است که بر گرفتم و در کفش خویش پنهان ساختم و به راه افتادیم ، من با خود اندیشیده گفتم اگر این مقدار طلا به اندازه تمام دِین من باشد که دِینم ادا شده وگرنه صاحب دِین خود را به همین طلا راضی خواهم ساخت و دوست می داشتم که در مخارج زمستان از لباس و غیره نظری می کردم ، تا این فکر از خاطرم گذشت امام (ع) رو به من گردانید و دیگر باره از روی زین خم شد و مانند دفعه اول خطی با تازیانه روی زمین کشید و فرمود پیاده شو بردار و پنهان کن ، من پیاده شدم دیدم شمش نقره است آن را در کفش دیگر نهادم و مقداری راه رفتیم ، پس از آن حضرت عسکری به خانه خود بازگشت و من هم به خانه خویش رفتم ، نشستم و حساب دِین خود را کردم ، مقدار آن را به دست آوردم و سپس شمش طلا را وزن کردم ، بدون کم و زیاد به قدر دِین من بود ، آنگاه مخارج زمستان خود را از هر جهت به حساب آوردم و به طور متوسط و اقتصاد که نه در تنگی و سختی باشیم و نه اسراف کنیم مقدار احتیاج خود را دانستم و سپس شمش نقره را وزن نمودم بدون کم و زیاد به اندازه مخارج ما بود. ترجمه انوارالبهیه صفحه 338 { از تالیفات حاج شیخ عباس قمی (ره) }

از ابوهاشم روایت شده که خدمت حضرت عسکری (ع) رسیدم و او مشغول نوشتن نامه بود ، پس وقت نماز فرا رسید ، امام (ع) نامه را زمین گذاشت و به نماز ایستاد ، من دیدم قلم خود به خود روی بقیه کاغذ می گردد و می نویسد تا به آخر رسید ، من از مشاهده این معجزه به سجده افتادم و چون آن حضرت از نماز فارغ شد قلم را به دست گرفت و اذن ورود به مردم داد.  ترجمه انوارالبهیه صفحه 339 { از تالیفات حاج شیخ عباس قمی (ره) }

مولف گرانقدر حاج شیخ عباس قمی می فرمایند : این مقداری که ما نگاشتیم اندکی است از آیات و دلائل بی شمار حضرت عسکری (ع) که ابوهاشم آنرا مشاهده نموده است و از او روایت شده که هرگز به خدمت حضرت هادی و عسکری علیهما السلام شرفیاب نشدم مگر اینکه از آنان دلیل و برهانی مشاهده کردم. ترجمه انوارالبهیه صفحه 339 { از تالیفات حاج شیخ عباس قمی (ره)

روایت شده که حضرت عسکری (ع) در زمان کودکی در چاه آب افتاد و امام علی النقی (ع) مشغول نماز بود ، زنها صیحه می زدند و فریاد می کشیدند ، چون نماز امام (ع) تمام شد فرمود باکی نیست ، در آن حال دیدند آب تا لب چاه بالا آمده و ابی محمد روی آب است و با آب بازی میکند.  ترجمه انوارالبهیه صفحه 342 { از تالیفات حاج شیخ عباس قمی (ره) }

/ 5 نظر / 21 بازدید
خادم معنوی امام رضا (ع)

خوشا به حال کسی که هواییت باشد گدای روز وشب سامراییت باشد شنید هرکه حدیث تو از پس پرده همیشه مست کلام خداییت باشد عبادت تو میان درندگان یعنی جهان به سلطه فرمانرواییت باشد کسی که در وطنش خانه رضا دارد هلاک کنیه ابن الرضاییت باشد خوشا به آنکه به یاد ضریح شش گوشت مسافر حرم کربلاییت باشد بیا مرا بطلب ، دل پر از بهانه توست کرم نما و فرودآ که خانه خانه توست

امـیـــــــــــــــــر قـافـلـه عـشـــق

[لبخند][گل][لبخند][گل][لبخند][گل][لبخند][گل][لبخند][گل][لبخند][گل][لبخند] [لبخند][گل][لبخند][گل][لبخند][گل][لبخند][گل][لبخند][گل][لبخند][گل][لبخند] نَحنُ وَسِيلَتُهُ فِي خَلقِه و نَحنُ خاصَّتُهُ و مَحلُّ قُدسِهِ و نَحنُ حُجَّتُهُ فِي غَيبِهِ و نَحنُ وَرثَةُ أنبِيائِه ما اهل بيت رسول خدا(ص) وسيله ارتباط خدا با مخلوقاتيم، ما برگزيدگان خداييم و جايگاه پاکي ها، ما دليل هاي روشن خدا و وارث پيامبران الهي هستيم. حضرت زهرا(س) [لبخند][گل][لبخند][گل][لبخند][گل][لبخند][گل][لبخند][گل][لبخند][گل][لبخند] [لبخند][گل][لبخند][گل][لبخند][گل][لبخند][گل][لبخند][گل][لبخند][گل][لبخند]

بلاغ مبین

هر روز ساعت دلم را عقب میکشم تا خیال کنم، دیر نکرده ای هنوز... "اللهم عجل لولیک الفرج" بسمه تعالی سلام علیکم. منتظر حضورتون هستم. یاحق

علمدار کمیل

بسم رب الشهدا سلام دوست عزیز .وب بسیار زیبا و جالبی دارید .لطفا به بنده هم سری بزنید و نظرات وانتقادات خودتون رو بیان کنید درصورت صلاح دید بنده را لینک کنید ((به امید شهادت))

طــــه

خـوابـیـم و حـقیـقتـــ بـﮧ خـدا نـیـستــــ بـﮧ جـز ایـن مـا غـایـبـــ و او منتـظــر آمـدن مــاستــــ . اللهـــــم عجـــل لولیکــــــــــ الفــــــــــرج با وبلاگ کانون اقامه نماز "طه" منتظر ثبت دیدگاه زیباتون هستیم