آخرالزمان در یهود و مسیحیت

در آیین یهودیان پایان دنیا «آچاریت هیامیم»5 (به معنی آخرالزمان) نام دارد که طی آن هزاران حادثه برای واژگونی جهان کهنه و آغاز مرحلة جدیدی که در آن همة انسان ها خداوند را ـ به عنوان کسی که بر همه کس و همه چیز حکمرانی می کند ـ می شناسند، رخ می دهد. یکی از حکیمان تلمود می گوید: «پایان دوران را برسان، اما اجازه بده من آن زمان را نبینم.» چون این دوره با کشمکش ها و رنج های فراوانی همراه خواهد بود.

تقویم یهودی (لاچ)6 کاملاً براساس زمان فرض شدة خلقت جهان در کتاب پیدایش تنظیم شده است. بسیاری (به طور برجسته محافظه کاران، یهودیان اصلاح طلب و بعضی مسیحیان) معتقدند عصر تورات نمادین است. برمبنای تعالیم یهودیان دیرین و یهودیان ارتودوکس عصر حاضر، این دسته بندی دقیق و واقعی است و همیشه استوار بوده و خواهد بود. تنظیم های دقیق با سال های کبیسه، به منظور در نظر گرفتن تفاوت میان تقویم قمری و تقویم شمسی به عمل آمده است؛ زیرا تقویم یهودیان براساس هر دو می باشد. بنابراین سال 2000 میلادی برابر است با سال 5760 تقویم یهودی، از زمان آفرینش جهان؛ براساس این محاسبات پایان جهان در سال 2240 روی خواهد داد.

برمبنای عقاید رایج یهودی، پایان جهان با حوادث زیر همراه است.

1. تجمع یهودیان پراکنده و تبعید شده در اسرائیل؛

2. شکست همة دشمنان اسرائیل؛

3. ساخت معبد سوم در اورشلیم (قدس) و از سرگیری آیین قربانی و امور معبد؛

4. تجدید حیات مردگان یا جذبه؛

5. و ظهور مسیحای یهودیان که پادشاه اسرائیل خواهد بود. او یهودیان اسرائیل را به اسباط اولیه شان تقسیم خواهد کرد. در این زمان یأجوج پادشاه مأجوج به اسرائیل حمله می کند. یأجوج کیست و ملت مأجوج کدام ملت است هنوز مشخص نیست. مأجوج وارد جنگ بزرگی می شود که در آن بسیاری از نیروهای هر دو طرف کشته می شوند و خداوند در آن مداخله نموده و یهودیان را نجات می دهد. این جنگ «آرماگدون» نام گرفته است. خداوند پس از اینکه این دشمن را برای همیشه نابود کرد، همة نیروهای اهریمنی را از بین می برد. بعداز سال 6000 ، (هزارة هفتم) عصر قدوسیت، آسودگی، زندگی روحانی و صلح فراگیر آغاز می شود که «اُلام هابا»7 نام دارد.

گروهی از یهودیان «هسیریک»8 معتقدند «ماشیح» احتمالاً آمده و مأموریت خود را آغاز نموده است. شکست عراق توسط ارتش ایالات متحده در جنگ خلیج در سال 1991 و اینکه اسرائیل صدمات جدی در آن جنگ ندید، به عنوان نشانه ای از حضور ماشیح در سرزمین به شمار رفته است. این عقیده از سوی تمام گروه های دیگر یهودی که هنوز منتظر «آخرالزمان» سنتی نوشته های انبیا و کتاب مقدس یهودیان می باشند مردود اعلام گردید.

آخرالزمان مسیحی

مسیحیان اولیه در قرن اول میلاد نگرانی هایی از زمان وقوع آخرالزمان داشتند. آنها معتقد بودند آخرالزمان در زمان حیاتشان روی خواهد داد. «پل» (حواری) پایان جهان را با درد زایمان مقایسه کرد و این مقایسه، چنین می نمود که جهان در حال حاضر آبستن نابودی خود است. اما هیچ کس نمی دانست کی اتفاق خواهد افتاد. زمانی که پیروان پل در «تسالونیکا» توسط رومی ها مورد اذیت و آزار قرار می گرفتند، بسیاری گمان می کردند این نشانة نزدیکی آخرالزمان است. با این وجود شک و تردید گسترش می یافت. در دهة 90 مسیحیان می گفتند: «ما این چیزها را در زمان پدرانمان هم شنیده ایم [پایان جهان]. اما ببین ما پیر شده ایم و هیچ کدام اتفاق نیافتاد.»

در دهة 130 «سنت ژاستین مارتیر»9 ادعا کرد خدا به این دلیل پایان جهان را به تأخیر انداخته که می خواهد گسترش مسیحیت را در سراسر جهان مشاهده کند. در دهة 250 میلادی، «سنت سپرییان»10 نوشت که گناهان مسیحیان در آن زمان مقدمه و گواه نزدیکی پایان بوده است. با این حال تا قرن سوم بیشتر مردم معتقد بودند زمان پایان بسیار فراتر از زمان حیاتشان است.

این عقیده وجود داشت که مسیح غیب گویی دربارة آینده را تقبیح نموده و به این سبب این تلاش ها برای پیشگویی آخرالزمان بی ثمر می ماند. با این وجود به کمک عقاید یهودی پیشگویی ها ادامه می یافت. با استفاده از این سیستم، تاریخ پایان در 202 میلادی ثبت شد. اما وقتی این تاریخ سپری شد همة امیدها روی سال 500 میلادی تمرکز یافت. با گذشت این تاریخ، زمان پایان در افق محو شد و به طور فزاینده ای دور شمرده شد.

در حال حاضر بسیاری از مسیحیان معتقدند آخرالزمان نزدیک است. بعضی فرقه ها آن را در زمان حیات خود یا اندکی بعداز آن می پندارند.

/ 3 نظر / 5 بازدید
فاطمه

[گل]خیلی خیلی ممنون. انشالله زیر سایه ی امام زمان همیشه موفق باشین و خدا به همه ی ما توفیق بده تا هرچه بیشتر در راه امام غریبمون قدم برداریم .[گل]

یک نفس

این جدولی که زمان غیبت رو نشون میده خیلی جالبه ....

یک نفس

این صوتی که رو وبلاگ گذاشتید و میخونه خیلی زیباست من میخوامش میدونین کی خونده؟